زبان اسوه علم
Learning Every Thing In The Domain Of Language 
نویسندگان
بنام خالق ما؛ الله
سلام،
     اون سالهایی که داشتم مدیریت میخوندم توی اکثر منابع درسی مطلبی مکرر بحث میشد که مشخص بود خیلی برای نگارنده ها و مترجم های کتب دانشگاهی رشته مدیریت جذاب بود و به اصطلاح trend شده بود:
آیا مدیریت علم است یا هنر؟

     وقتی درسم رو توی رشته آموزش زبان ادامه دادم این سوال به شکل دیگه ای در ذهنم شکل گرفت:
آیا مدیریت و معلمی میتونن پیوندی داشته باشن؟

   با یک نگاه واقع بینانه به معلمی و تدریس، شخصی که یه کلاس پر از فراگیر تحویلش هست مثل یک خلبان خیلی از کنترلرها در اختیارش هستن و خیلی از جنبه ها رو باید هم زمان مدیریت کنه.


      اگر بخوام یه اعتراف صادقانه داشته باشم ما در ابتدا همونجوری مطالب رو درس میدیم که یادشون گرفتیم و میخوایم همه رو از همون راه آموزش بدیم.
کم کم که تجربه ت در آموزش بیشتر میشه متوجه میشی که یه جای کار میلنگه و باید یه سری #مهارت_ها رو یادبگیری حتی اگر ذاتی یه معلم بوجود اومده باشی.


  • مدرس خوب یه روانشناسه:
    باید به حال و هوای همه توجه داشته باشی؛ نیازسنجی کنی؛ موقعیت شناسی کنی و در لحظه هم تصمیم درست بگیری و هم سریع اقدام کنی (حالا اقدام ممکنه به سادگی یه لبخند برنامه ریزی شده و با هدف باشه).
  • مدرس خوب یه استراتژیسته:
    استراتژِی مجموعه ای از تکنیک ها و تاکتیک هاست که در زمان مناسب و با مدیریت صحیح اعمال میشن تا به هدفمون برسیم. حالا اینجا هدف چیه؟ رفع مشکلات یادگیری؛ اصلاح عادت های غلط نهادینه شده و در نهایت انتقال مطلب و کمک به تسلط به موضوع جدید.
برای این همه پیچیدگی #برنامه_داشتن و ترسیم نقشه راه نیاز هست که توی حرفه ما همش در یک موضوع جمع میشه:
طرح درس داشتن!
حالا طرح درس نوشتن و تهیه یه برنامه خوب خودش یه کارگاه آموزشی جداست که در این پست نمی گنجه...


  • مدرس خوب یه پژوهشگره:
      اینکه همیشه از کارت بازخورد داشته باشی و خودت نقاط قوت و ضعفت رو به شیوه ای نوین و علمی بدست بیاری نشون میده که یه حرفه ای هستی!
حالا در عمل چطوریا میشه؟آیا مقاله باید بنویسی؟؟
خیر! پژوهش صرفاً که مقاله نوشتن نیست که! ولی بصورت محدود این موضوع توی سازمان آموزش و پرورش ما به اسم #معلم_پژوهنده شناخته شده است.
     اولین گام بعد از برنامه ریزی و تهیه طرح درس اینه که شما ببینی چند درصد موفق میشی برنامه های از پیش تعیین شده ات رو اجرا کنی. چقدر نیاز سنجیت (needs analysis) با واقعیت تطبیق داشته و فراگیرهاتو درست شناختی و براشون برنامه ریزی متناسبی کردی. همچنین چقدر برنامه هات بدردشون خورده یعنی اینکه شمای مدرس چقدر سواد تو چنتت بوده و تونستی از پس نیازها و رفتار پیچیده فراگیرا بربیای و مطلب رو منتقل کنی؟ حالا اینو از کجا بفهمی؟ از طریق ارزشیابی دوره ای و آزمون های دقیق! (+کمی کار آماری و تحلیلی)


بحث آزمون سازی رو بچه های رشته آموزش زبان خوب میخونن. دوستانی هم که تربیت معلم بودن مطالب خوبی رو در این زمینه پاس کردن ولی بهر حال تئوری تا عمل خیلی راهه و یه موضوعی هم هست که همیشه نیاز به مطالعه داره و پایان نداره.

  • مدرس خوب همیشه بروزه:
     چند ساله پیش واژه ی تکنوفوبیا باب شده بود برای افرادی که با فناوری اطلاعات رابطه خوبی نداشتن و درست استفاده نمی کردن ولی حال امروز اون دسته از افراد Luddite بودن هست. لادایت فامیل یک کارگر معترض بود که پس از انقلاب صنعتی فرانسه از کارخونه ش اخراج شده بود و با جمعی دیگه شروع کرد به شکستن و خراب کردن دستگاه ها و از اون به بعد شد سمبل کسانی که با فناوری های جدید مخالف هستن.

     اینترنت داشتن در کلاس و ارائه با استفاده از مالتی مدیا سبب میشه که شما از حواس های چندگانه فراگیر بدرستی استفاده کنید و مطلب آموزشی رو بصورتی جذاب ارائه بدین. دسترسی به جدیدترین مطالب آموزشی و اتکا نکردن صرف به کتاب آموزشی(به عنوان مزیتی دیگه) میتونه گپ بین کلاس و دنیای واقعی رو از بین ببره و محتوای تدریس شما رو از pedagogical به authentic بودن نزدیک کنه.
اپلیکیشن های متعددی که در مارکت ها هستن همه برای اینن که یادگیری رو آسون تر کنن و حتماً تجربه و فکرهای خوبی پشتشون هم هست. چرا ما از اونا استفاده نکنیم و تنوع رو به روش تدریس و کلاسمون نیاریم؟
حداقل نتیجه ای که استفاده از فناوری اطلاعات در کنار تسهیل یادگیری داره، ایجاد انگیزه و تغییر فضای خشک و بی روح آموزش هست.
پس سعی کنید مطالبتون رو در قالبی شاد و flashy ارائه بدین.

  • مدرس خوب مسئولیت پذیره:
مسئولیت چی؟ مسئولیت نقشتو بپذیر!
    ما ایرانیان تاریخچه ای غنی از بزرگان علم تدریس داریم...

    جدای حرفه ای بودن باید احساسی هم بود یعنی دانشجو (یا دانش آموز) رو باید از خودت بدونی، احساس براش خرج کنی و حسش برات مهم باشه. کلاست مثل خانواده ت باشه برات بدونی هر کسی شرایطش چیه؟ چه مشکلی داره؟ اوضاعش چطوره؟ اعتماد کنن بهت، ارتباط بگیرن و از حالشون خبر داشته باشی.
چه اشکالی داره اگر شادن باهاشون شاد باشی و اگر ناراحتن شریک غمشون باشی...

ولی همیشه و همیشه هر چهقدر هم که رفیق میشی باهاشون، یه مرز شیشه ای بین خودتو فراگیرات داشته باش که اون احترام متقابله از بین نره!

  • مدرس خوب یه مدیر خوبه:
مدیر مدرسه؟ آموزشگاه؟ گروه؟ دانشگاه؟
خیر! یک مدیر موفق که هم هنر مدیریت رو درونش نهادینه کرده و هم علمش رو یادگرفته و هم توی کارش یه حرفه ایه.

***
پ.ن1: این مطلب رو به بهونه کلاس های TTC که اخیراً داشتم نوشتم...
پ.ن2: حالا که داشتم مینوشتم دیدم همچین با فرارسیدن سال تحصیلی جدید هم بی ربط نیست...شاید بکار آید برای آنکه طالب تغییر است...







طبقه بندی: آموزش و روش های یادگیری، متد ها و روش ها،
برچسب ها: تدریس خوب، مدیریت کلاس، چگونه کلاسم را خوب اداره کنم؟، مهارت تدریس، معلمی، علم یا هنر؟،
[ چهارشنبه 27 شهریور 1398 ] [ 10:45 ب.ظ ] [ M Amin ]
روز اول بود...
پر از اضطراب و نگرانی از کاری که قرار است انجام دهم، از مسئولیتی که از این پس بر گردن من نهاده شده است...
وقتی لیست اسامی به من داده شد نفس راحتی کشیدم چون تعداد بچه های کلاس اول دوم سوم به ترتیب 11،6،9 نفر بودند که این خود جای شکر داشت!
نزدیکای ساعت 8 صبح بود که آقای ناظم گفت بفرمایید بچه ها منتظر شما هستند...
باز دلم شروع کرد به تند تند زدن! نه اینکه بخاطر کم تجربگی توی تدریس باشه،نه! بخاطر این بود که باید 9 ماه کنار این بچه ها باشم؛بخاطر اینکه جدای بحث زبان خیلی چیزای دیگه هم هستند که باید آموزش داده بشن و منم باید دائم به آنها توجه داشته باشم!
ساعت اول با کلاس اولی ها داشتم...بعد دوم و ساعت آخر هم کلاس سوم.
روز اول خوب بود و تنها چیزی که توجه یه معلم رو جلب میکنه اینه که حال و هوای تعطیلات رو از ذهن بچه ها خارج کنه و مقدمات شروع سال تحصیلی و آمادگی برای یادگیری بهتر رو در دانش آموز ایجاد کنه...
گذشت و گذشت تا امروز...شد 2 هفته!!! اصلاً حس نکردم،چقدر زود میگذره!
دیروز فهمیدم که دبیر علوم مدرسه همون دبیر خودمه که 10-12 سال پیش یه روزی دانش آموزش بودم و امروز شدم همکارش! بهش گفتم که وقتی صدای شما رو حین تدریس سر کلاس میشنوم خیلی برام آشنا میاین! شما توی مدرسه راهنمایی ... کلاس نداشتین؟!! گفت بله! کلی خوش و بش کردیم!خیلی خوشحال شد.منم کلی روحیه گرفتم و از اینکه کنار معلم خودم هستم احساس غرور و افتخار کردم...
الآن متوجه میشم که چرا معلمی شغل انبیاست!
چقدر حس خوبیه وقتی که ببینی حاصل تلاش و زحمتت الآن کنارت ایستاده و برای خودش کسی شده!
با اینکه 2 هفته بیشتر نشده ولی حس میکنم خیلی به دانش آموزام وابسته شدم!
دیروز سر کلاس یکی از بچه ها خطاب به دوستاش گفت: بخدا این آقا خوبیه، اذیتش نکنین...
جلسه قبلش،حسابی گچی شده بودم -هنوز عادت ندارم به گچ،همیشه با وایت بورد کار کردم-یکی گچ روی لباسم رو پاک میکرد،یکی میخواست دستامو که گچی بودن تمیز کنه...خوشحالم که طی این مدت تونستم بین بچه ها جای خودم رو پیدا کنم...
امیدوارم که بتونم مثل معلمای خودم در اینکار موفق باشم
ملتمس دعای خیر همه دوستان
پانوشت:

-هوا گرفته بود و باران میبارید ، کودکی آهسته گفت : خدا گریه نکن درست میشه ...

-مهم نیست که قفلها دست کیه مهم اینه که کلیدها دست خداست...

-میلاد کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) و آغاز دهه کرامت مبارک باد.


طبقه بندی: دل نوشته ها،
برچسب ها: معلمی، تدریس،
[ جمعه 16 مهر 1389 ] [ 11:35 ق.ظ ] [ M Amin ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام...زبان ابزاری است اجتماعی در جهت هر چه بیشتر نزدیک ساختن انسان ها به یکدیگر و زبان دوم بابی است برای ساختن من جدید درون خود و کشف حقایقی که تاکنون بدان دست نیافته ایم!



آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو